تبليغاتX
میــرزا بـدبیـن
میــرزا بـدبیـن

طنــــــــــــــز

طنزشکولاتی 3
 

امروز برای شهردار ساری!

آقای حجازی تاجر قالی بود !!

 بلاشک هر شهری را شهرداریست و هر شهرداری را شهروندیست و هر شهروندی را پس وندیست و هر پس وندی را خرسندیست و هر خرسندی را لبخندیست و هر لبخندی را دل بندیست به استخاره درآید و این چند رباعیت و 2 الی چند بایاتی تقدیم به او نمودم که در شهر ما افسون می نماید و  جمادی الافلاک هم  به ظاهر نامش به نیکویی نبرند !!

(1)

آن گوشه که میدان خزر می باشد

تاکسی و پیاده در بدر می باشد

در آب فرو رفته « حجازی »  بی تاب 

این تازه نشانه سحر می باشد

(2)

یک گوشه ی اسکناس حاجی خم شد

یک عقربه از ساعت ساری کم شد

نوبت به شمردن ِِ ده ِ  « بالاتر »

یک مُرغو نه از  دست فلانی کم شد

(3)

ای کاش تمام این زمین ساری بود

رود تجن از کله به پا جاری بود

قارن  به خیابان  شما می آمد

آقای  «حجازی » تاجر قالی بود

 

در ایامی که بنده در محضر آقای مهندس سابق قنبر پور مکالمت می نمودم تا عریضه ای برای هفته نامه فخیمه صبح ساری از آن در بیاورم و ایضا لقمه نانی تا سر خالی روی شکم نگذاریم ،  حضرت حجازی هم چنین بودند و چنان بودن و من هم خیلی برایش زحمت کشیدم مثلا این ور کردم  و آن ور کردم و ... اما حضرت حجازی قدر ندانست و مرا وادار نمود تا دست به قلم برده و از درگاه میرزا بدبین عزیز برایش نفرین خلایق بخرم و ناز ملائک بکشم .

به فرح آباد هم کاری نداریم و اصلا به ما چه که هنوز پیکان مدل چندم مسافر می برند و میارن و دانشگاه آزاد به چه قیمتی دکمه یقه آقای نماز شب خون رو هم در میاره ! ها ؟ تازه یه نفر مشابه منورالفکر بیاد دری و وری بار خودش کنه و بی اجازه در بره !!  به موجب آن که امسال به دلایل مختلف و بهانه های مختلف تر سازمان صدا و سیما به شیوه فلان عمل نموده است٬ به این آقا گاوه خیلی برخورده. به نظر میاد ایشان که امسال هم سالشان است تصمیم دارند به دولت های بیگانه پیوسته و امسال ملت ما را تحریم کنند. و ما باید به خوردن شیر پاک عادت کنیم و از جنون گاوی بترسیم که همهگی را به کشور شیاطین صادر نماییم و فی المجلس آنان که دچار جنون های مختلف هستند این فقره را هم نگه داری نمایند .

عاقلان دانند ! 

 

خصوصی و محرمانه به سبک کامنت جمع کنی ها در «خندیدنی های » مهرداد فلاح!!

 کامنت خصوصی یک دوست که اسمش را به رسم امانت داری نمی گویم )!!

سلام
فکر کردی حالا که نگارنده تصمیم گرفته سکوت کند هر چه بخواهی می توانی ببافی؟
خدا که بلاگفا را و بلاگفا که خصوصی را از ما نگرفته است ، گرفته است ؟
با این سه رباعی ات چه حالی کردی
پیش خودتان قال و مقالی کردیم
آدم پیدا نشد که بر دار کنی
آخر سر گاو نقش قالی کردی
باقی بقایتان
××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
( پاسخ محرمانه به دوست عزیزی که اسمش را به رسم امانت نمی گویم )!!

سلام علیکم

خیال کردی می گذارم سکوتت را نشکنی ؟ بشکن بشکنه بشکن !
این رفیق ما که آقا سید است و من قصد ندارم اسمش را بگویم (عمرا عمرا ) تا آقای سید علی شفیعی از استان گیلان که می خواهند ناشناس بمانند اجازه ندهند من نام او را نمی گویم و حتی نام وبلاگش را که http://www.darrah.blogfa.com است هم به شما نمی گویم از بنده چیزی به جز این 2 تا بیاتی ربع بهاری و شعر گاوی چیزی نخواهید خواند :
.
در حال خود م شعر قشنگی گفتیم
مقهور شد م یک دو جفنگی گفتیم
امسال سال گاو و امسال سال ماست
شعر آزاد نگفتیم فرنگی گفتیم
..........................................(محض خنده )
بنده دهانم کاملا مهر دارد هرچی اسرار مگو دارید به بنده بگویید!!
نشان به نشان همین استکبار جهانی چند روز پیش گفت در ایران حقوق حیوانات محترم شمرده نمی شود و بنده به باراک گفتم : باری جون ( اسم کوچک صمیمی تر است - عین الله باقر زاده ) ما یک سال مان گاوی است شما که همه زندگی تان سگی است میشه بگین براش چیکار کردی ؟
من که دهانم سفت است به کسی نگفتم و به شما هم نمی گویم ( عمرا ) که او به من گفت : شرط رییس جمهوری در آمریکا معرفی معاون و معرفی بانو و معرفی سگ با شناسنامه است !!! من که به شما نگفتم که گفتم ؟

نوشته شده توسط سفید امضا در جمعه هفتم فروردین 1388 | موضوع: طنز شکولاتی 2 شهرداری ساری