طنــــــــــــــز
می خوای قبول کن می خوای نکن ! همینه که هست !
امروز از چهارشنبه پریدیم ، خدا نوروز رو ...!!
طنز شکولاتی با نمره فرح آباد ۱

سرتان را نقش قالی کنم
سلام از ماست !
قدیما وقتی نگارنده سابق رو می دیدم همیشه سرش رو نقش قالی می کردم تا بالاخره تبدیل اثری هنری و ماندگار بشه ولی جدی نگیرید ما از چهارشنبه پریدیم یه جای بعضی ها رو سو زوندیمونیم ها سوخت .
همون که می گفت مردا روسری بزارن و کشف حجاب کنن !!!!![]()
یک حمله ی گاز انبری خواهم کرد
یک جام سبوی شنگولی خواهم کرد
نا خورده از این بشکه خالی بگذر
در شعر شما هم اینطوری خواهم کرد
*******************
رفتار تو را روی ورق دم کردم
روی همه را از این نظر کم کردم
آخر زدم از دست فلانی بیرون
ریدم دددم ددم ددم دم کردم
********************
این قرص سفید آشنا یی منگ است
لابد سر لوله ی خماری تنگ است
از چشم ورم کرده شب فهمیدم
در خانه برای زهر ماری جنگ است
****************************
طنز شکولاتی با نمره فرح آباد ۲

این که مثل عروس از پیکان قبلا بار گرفتم همه ی سوئیچ های کوچک و بزرگ اون شاهد !
از هر فرشته ای رنگ و رو نداشت . دادم رنگ و بعد... نمایشگاه اول گربه را زیر گرفت !
حالا این را می دهد که دندانش را بشماری ؟ انصاف نیست !
آخه قربونت برم شب که راه طولانی بی چراغ خطر داره شب تا دریا این همه آب فاصله است
( آنوقت ها اینطور نبود )
فرقون پیش کشی که بادش خالیست هی بزن تا باد فرو برود در استخوانش که من ترکاندم
کیف کن از آن که انداختم وسط دایره دارد بغل تو فروختم پس گرفته اصلا شدنی نیست
آسفالت نادر شاهد کار خودم بود و خط کشی تا ساعت هر شب از هر ساعت که می گفت من
( ما 3 نفر شریک بودیم هر کی 2 دونگ از شب باقی بود )
بعد رنگش کردم و یک قال پاق بدلی و ...
« نمی شد این جاده خطر داشت به یک شب بخواب رضایت داد )
یه جووون تازه از جا درامده که چند چک از اتوبوس داشتند می رسیدند که ....
راحتت کنم تا دست از این پا دراز/ تر کردم نوش جان که خستگی ازاین لگن برود
این رو گداشتم شرطی اگر پاپی تهران الف باشی من راه افتادم جلو دارم از جریمه نمی رود
ایست !
این که به آیینه آویزان است گوشش می جنبد
سند اون بنام من بود میگی نه ! استعلام وقتی تازه آک صفر نمی دونم سمند یا پژو در آوردم
دلیلش فقط خال سبیلی که هنوز به پارچه سبز نزدیک آیینه آویزان است
قسم می خورم
جناب سروان !مدرک به این خروس ور پریده من چند سالی ازش بی خبر بودم تا ...
این پیکان شکولاتی تازه عروس جاده شد .
سرت رو نقش قالی کنم .
منتظر کار تازه ام باشین ...... میرزا بدبین در خدمت شماست ![]()